زین دو هزاران من و ما - تاریخ: 1403/2/26 ساعت: 3:34
امروز شعر بسیار عمیقی از گروس عبدالملکیان خواندم ؛ ناگهان چیزی در عمق جانم لرزید ... گویی آنکه میبایست بخواندش خواند. تجربههای بههم آمیخته و تودرتوی زندگی مبهم ما، گاهی فریادهای مبهمی دارد که از کنه روانمان برمیخیزد. یاد رمان «سیبل» افتادم. یاد فریبرز افتادم ... یاد سریال «دارک» افتادم. یاد ..... چق...
آنسوی جهان گفته ها - تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 12:30
همهی آنانی که با ایشان درآمیختهایم در جهانی ساخته شده از ناگفتههای ما با ما میزیند. مگر کسی را یارای پیچیدن در جهان کلماتمان هست؟ تنها معدودی از افراد به حیطهی گفتههای ما نزدیک شدهاند. و شاید هیچکس را راه به شعرهای ما نیست.ما در جهان شعرهامان تنهای تنهاییم. بی هیچ کس . و سکوتهامان تنها بستریست که در...
جاده منتهی به دلفی! - تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 19:56
آنسوي مغاك بيگذر درد من از حصار برکه نیست . درد من همزیستی با ماهیانیست که دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است با که گویم این سخنکه درد دیگریست از مصاف خود گریختن ... نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۷/۲۲ساعت 22:35 توسط هارپوكرات| | Adblock test (Why?)
وقتی همه خواب بودند - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 16:02
      همیشه رقص با یاختههای مرگ، مرا به سرچشمه میبرد. به آن لوحی که اوراق دفتر زندگی را در کالبد خویش در آغوش کشیده. شب است ؛ و آنگاه که همه خوابند، سرچشمه میجوشد. بسان آتشفشانی که برون میریزد غیبِ درونش را .       روزهای بی انتهایی که در پس شبهای بی انتها میآیند. زندگیهایی که از زهدان مرگ زاده میشو...
در آغوش فرشتگان - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 16:02
عزیز قلبم؛آیا روزی بخاطر خواهی آورد شبهایی را که دست فرشتگان، هدایای کوچکی را که برای جهان تو، بزرگترین ها بود، زیر بالشت میگذاشتند؟کاش هیچگاه آنقدر بزرگ نمیشدی که بفهمی فرشته، من بودم! چقدر شیرین بود کودک بودن تو و فرشته بودن من ...کاش هنوز هم خدا ابرها را فوت میکرد، و ستارهها فرشتگانش بودند... نوش...
؟! - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 16:02
آنسوي مغاك بيگذر درد من از حصار برکه نیست . درد من همزیستی با ماهیانیست که دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است طبیعت هیچگاه از مسیر قصدش سوال نمیکند ... نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۱/۱۰/۲۶ساعت 0:39 توسط هارپوكرات| | --> Adblock test (Why?)
قله های آتشفشان - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 21:58
      سعی کنید خدا را مانند "اصل خالق" در نظر پندارید که از وجود شما میگذرد.  به این اصل، موجودیت و شکل بدهید و آنرا فعال سازید. سپس آنرا با تاثیری پرشور از خود ساطع کنید. این اصل همیشه از میان وجود شما و در اطراف وجود شما پخش و پراکنده میشود. بنابراین شما میتوانید به آن سرعت بخشیده و آنرا با کل نیر...
هرگز گریزی نیست - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 21:58
            تنهایی و غمی عمیق سراپایش را فراگرفت. زندگیاش را از چشم انداز پر ابهت کنارگذر جنگل مشاهده کرد، و دانست همیشه غمگین خواهد بود. محصور در آن گردی کوچکِ جمجمه؛ محبوس در آن قلبِ تپنده و مرموز. زندگیاش همواره باید گذرگاههای تنهایی را بپوید ؛ گمگشته .      میدانست انسانها همیشه برای هم بیگانه م...
دست ها - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 21:58
آنسوي مغاك بيگذر درد من از حصار برکه نیست . درد من همزیستی با ماهیانیست که دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است دست ها استاد میگفت: وقتی دستت رو به خدا میدی، خدا دستشو وارد زندگیت میکنه. نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۰/۰۹/۲۱ساعت 20:38 توسط هارپوكرات| | Adblock test (Why?)
خنیاگر - تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 19:22
حیطه تاثیرگذاری انسان بر سطوح واقعیت _ جدا از نوع تاثیرگذاری _ بخش مهمی از موجودیت ذهنی انسان رو تشکیل میده. بخاطر دارم اولین باری که در سن 7 سالگی ، متوجه شدم میتونم اونچه در تلویزیون نشون داده می
سفر مرگ - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 3:06
پدر شدن ، بزرگترین اتفاق در زندگی یک مرد است . مهیب و سنگین ؛ همانند شکافته شدن یک کوه برای زمین .وقتی ازدواج میکنی ، از خود برون می آیی. سفری آغاز میکنی در برون خویش ؛ همچون سفر باد در گستره ی صحرا .
آوای او - تاریخ: 1399/1/7 ساعت: 3:06
فیلم "ورود" یکی از بی نهایت ترین فیلم هایی بود که دیدم. مخصوصا وقتی تمامیت فیلم را با نگاه زبانشناسی ، روانکاوی ، فیزیک و هنر در هم بیامیزی ، معجونی خارق العاده بدست می آوری. آگاهی از اینکه ما در "
غنوده در سکوت - تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 22:46
اسم ها خلاقند. می آفرینند. و این جادوییست که انسان، در تفویض خلافت از سوی پروردگارش، به امانت گرفته است. گویی اسم ، ارتعاشیست از قدرت بی انتهای ربوبیت ، که در روح آدمی جاریست. ملکوت را با اس
شهر فرشتگان - تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 22:46
فیلم " شهر فرشتگان" را دیدم. "لمس" شاید همه ی آنچیزی بود که انسان به دنبال آن واله ی دنیا گشت. اشک... تن ... بوییدن ... و لمس خدا ... سوگند به لمس که تنهایی بزرگ است .
افق بینندگان - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:03
همیشه ی تاریخ ، ما از دریچه ی نگاه "کاتبان" به " آن مکتوب " نگریسته ایم. کاش برسد روزی که از دروازه ی نگاه " بینندگان " تماشاگر انوار حقیقت باشیم. چراکه کاتبان پر از واژه اند و اما بینندگان لبالب از لمس ... پ ن : ذلک الکتاب ...
بزرگترین مکاشفه - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:03
در مکتب "ذن" کلام عمیقی هست با این مضمون : " اگر حقیقت را آنجا که هستی نیافتی ، پس کجا میتوانی آنرا بیابی ؟ " حقیقت ورای اونچه که هست ، نیست . بردن منظر نظر بسمت افق های غریب ، راهی ناهموار و س
نقطه ی روشن خون - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:03
عشق تنهایی را از بین نمیبرد. آن را کامل میکند. تمام فضا را به رویش میگشاید تا آن را آتش زند. عشق چیزی بیش از اشتعال نیست، مانند نقطهی سفید یک شعله. نقطهِ روشنی در خون. نوری در نَفَس. و نه چیزی ب
تبعید - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:03
زندگی روایت یک تبعید است. میشود دل باخت ، دوست داشت ، خنده زد ، اشک ریخت، حیرت کرد، در خود شعله کشید، در خود خاکستر شد، یخ زد، جاری شد، مثال بذر زندهای در حضور آفتاب بالید یا همچون شاخهی خست
شبگرد - تاریخ: 1398/1/18 ساعت: 5:42
زندگی برای هرکسی نیمه شبهای زیادی رو رقم نمیزنه که میون یک بیابون ، لابلای نسیم سرد زمستون ، تنها در سکوت و سکر نیمه شب ، قدم بزنه. اما برای من رقم زده . سالهای سال ... با خودم فکر میک
شکاف ها - تاریخ: 1398/1/18 ساعت: 5:42
گاهی تنها یک موسیقی میتونه تو رو ببره به جهانی دیگه . گاهی تنها یک عطر میتونه تو رو وارد زندگی ای کنه که نکردیش! ... رایحه ای که میتونه تو رو در آمیزشِ یک آوا ، به عقب برگردونه ... عقبی که تو ه