آن چیز دگر ... - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:16
استاد میگفت : " خودآگاهی ، جزیره ی کوچکیست در اقیانوس بیکرانِ ناخودآگاهی..." پ ن: ذَٰلِكَ ٱلْكِتَٰبُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًۭى لِّلْمُتَّقِينَ . ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِٱلْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَ ...
هویت - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:16
پسر کوچک سه ساله ی من از من میخواهد که فِلَشی را داخل پورت تلویزیون بگذارم. خیلی ساده میگوید: "میخوام کارتونی رو که دانلود کردی ببینم." چقدر جمله اش ساده است . اما همین جمله ی ساده من ر
دچار باید بود - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 10:16
در باغ قدم میزدم . چشمم برخورد به درختی که پاییز زده بود. تمامی برگهاش تن به باد خزان داده بودند جز تک برگی در بالاترین نقطه ی درخت که هنوز باتمام جان در برابر جفای خزان ایستاده بود ! مب
سیب - تاریخ: 1397/2/8 ساعت: 10:18
      پسرم تازه "اسم" اشکال هندسی رو یادگرفته بود. وقتی باهم تو جاده ها عبور میکردیم به هر تابلویی که کنار جاده بود میرسید ، اسم شکل هندسیش رو میگفت و چقدر ذوق میکرد که اونها رو میشناسه و میدونه!انگار که جهان اطرافش براش معنادار تر شده بود.       پسرم توی اون سن و سال گمان میکرد با دونستن اسمِ اون ش...
دفتر سپید - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 0:27
      استاد میگفت : "حقیقت ِ یک عمل ، میزان ادراکیست که نسبت بدان داری ."      گاهی باخود فکر میکنم چقدر خالی هستیم از عمل . اغلب زندگی ما به بی عملی ِ عادتها سپری میشه. و روزی دفتر زندگیمون رو باز میکنیم و با صفحاتی مواجه میشیم که تهی ست از لحظاتی که با ادراک سپری شده باشن. و اونوقت غرق تحیر میشیم ...
باغ پنهان - تاریخ: 1396/11/13 ساعت: 0:27
       ای معنای والایی که "وجود" مرا زندگی میکنی! روزهای زندگی من ، نَفَس های توست در گستره ی بودنت...      ای والای دوردستی که فصل فصل زندگی مرا میچشی! این فراز و نشیبهای من ، قدم زدنهای توست در امتداد کوچه های  شهر دوردستت ، در فراسوی دریاها ...      ای والای نزدیکی که سالهای زندگی مرا قدم میزنی! ...
غیب - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 18:34
در واقع ثابت بودن "نقطه ی ادراک" در جایگاهی مشخص و تغییر ناپذیر ، موجب میشود که انسان همیشه در دسته ی مشخصی از "انوار آگاهی" قرار بگیرد . این آگاهی ، آگاهی بُعد راست است . همان تونال ، دقت اول ، دنیا ... انسانهای معمولی بدان منطق ، عقل و اصو
آشکار نشده - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
استاد میگفت: "اسرار یعنی ناشناخته ها ؛ ناشناخته هایی که از "ناشناختنی" سرچشمه میگیرند. اسرار شاید فاش شوند ، اما تفکیک و شناخته نمیشوند. به ادراک میرسند اما به بیان در نمی آیند . تجربه میشوند اما توضیح داده نمیشوند. اسرار مکتوب میشوند اما نه در افکار و اندیشه ها ، بلکه در قلبها و جان ها. چرا که عالم...
عشای ربانی - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:18
مرا جز نیایش هیچ نمانده است ای مسیحا در آسمان ؛ سرای تو را میجویم به هر دری که میکوبم. تویی که زمین را بلرزه می افکنی و دریا را به تندباد می آشوبی بگو ای روح خدا مرا دست یاری نداری ؟ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۰۵ساعت 3:38 توسط هارپوكرات|
زنجیر خدا - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
پسرک بی آنکه بداند چرا ،سنگ در تیر کمان کوچکش گذاشت و بی آنکه بداند چرا ،گنجشک کوچکی را نشانه رفت. پرنده افتاد ،بال هایش شکست و تنش خونی شد. پرنده می دانست که خواهد مرد ،اما پیش از مردنش مروت کرد و رازی را به پسرک گفت تا دیگر هیچ چیزی را نیازارد. پسرک پرنده را در دست هایش گرفته بود تا
دچار باید بود ... - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
بلوغ ، پس از تکلم ، حیرت انگیزترین اعجاز زندگی انسانست . معجزه ای که مانند تکلم ، هیچگاه احساس و ادراک نمشود . ناآگاهی آنقدر سایه ی بلندی بر زندگی انسان می اندازد که امتدادش تا مرگ با اوست. بلوغ مانند یک دگردیسی درونی در روان و ادراک انسانست . مرحله ای است از تکامل ادراکی انسان ، که
یاخته - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
بسان قطره ای که در برکه اش ماوا دارد و خبراز اقیانوس اش نیست ، زنده اما خفته ایم. همچون یاخته ای که در جریان حیات ، بی خبر از کالبدی که اورا در بر گرفته روانست ، آرام و اما بیقرار بیخبری هاییم ... یاخته چه میفهمد از کالبد بودن ؟ و کالبد چه میفهمد از نگاه ؟ چه میفهمد از احساس ؟ از درد
چرا یک بودا همیشه اشتباه درک میشود؟ - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
آنسوي مغاك بيگذردرد من از حصار برکه نیست . درد من همزیستی با ماهیانیست که دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است چرا یک بودا همیشه اشتباه درک میشود؟ دانلود نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۱۱/۰۱ساعت 6:43 توسط هارپوكرات| مطالب پيشين
هبوط - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
درد من از حصار برکه نیست . درد من همزیستی با ماهیانیست که دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ... نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۰۶ساعت 15:41 توسط هارپوكرات|
درخت ها - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
مسحور متن هایی ام که با خواندنشان ، پایان نمیپذیرند ؛ بلکه تازه آغاز میشوند. متن هایی که کلمه هاشان زنده اند و در تو جانی دوباره میگیرند . وقتی میخوانی شان ، در تو زاده میشوند و در تو امتداد میابند . کلمه ها همچون درختانی هستند که چون درخاکی زنده ریشه کنند ، در تک تک شاخه های خویش حیاتی برگ
و عشق تنها عشق - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
آنها که اهل ملکوتند ، زیستن در دقت های بزرگ را آموخته اند . برای آنان ، اشیاء هریک لحطه هایی اند به درازای ابدیت و به عمق آسمان . و عشق ورطه ایست بی انتها ... نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۸ساعت 10:4 توسط هارپوكرات|
درآغوش نور - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
خدا را بخوانید ؛ با زبان، با ذهن ، وبا قلبتان . آنگاه بشنوید آنرا از زبان روحتان. به هنگام خواندن آگاه باشید که چه کسی را میخوانید؟ خدا را حداقل آنگونه بخوانید که انسانی بیدار ، باعظمت ، بینا و شنوا و ناطق را میخوانید. بسیاری از مردم خدا را چنان میخوانند که گویی مرده ای را میخوانند . انگا
لبخند - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
وقتی زبانی را درک میکنی ، جهانش را درک خواهی کرد . که زبان دروازه ی جهانهاست ... قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ . فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا... نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۲/۲۲ساع
دایره - تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 12:58
چیزی در آسمانست ، و امری در زمین ، واقع میشود . تا تو به کدامیک از ارتعاشهای آسمان ربط داده شده باشی ، که در حادثه ای در زمین واقع شوی . یوسف در ارتعاشی قرار گرفته است که هرجا رود در چاه پرتابش میکنند تا تاجش را برسر نهد. ابراهیم در رازی بسر میبرد که او را به بیابان میکشاند تا